به گزارش پایگاه خبری چل بیم، درِ غسالخانه برای بسیاری از مردم تنها زمانی گشوده میشود که عزیزی را از دست داده باشند؛ جایی که اندوه، سکوت و وداع در هم تنیدهاند. اما برای عبدالجلیل باقری، این فضا بخشی از زندگی روزمره است. مردی که از جوانی به این حرفه علاقهمند شد و امروز پس از سالها فعالیت، همچنان معتقد است مهمترین ویژگی یک غسال، رازداری است. او در این گفت و شنود از تجربه زیستن در مجاورت دائمی مرگ، خاطرات تلخ و شیرین این مسیر و چالشهای پیش روی این حرفه سخن گفته است.
خودتان را برای مخاطبان مغستان معرفی کنید و بگویید چگونه وارد این حرفه شدید؟
من عبدالجلیل باقری، متولد یکم شهریور ۱۳۵۹ در جزیره قشم هستم. از سال ۱۳۸۲ به واسطه علاقهای که به غسل اموات داشتم، در کنار غسالها حضور پیدا میکردم. آن زمان غسل دادن متوفیان معمولاً در منازل انجام میشد و من در این مراسمها مشارکت داشتم. از سال ۱۳۸۸ و در قالب تفاهمنامه میان شهرداری قشم و هیئت امنای قبرستانها، همکاری رسمی من آغاز شد. با شیوع ویروس کرونا نیز غسل اموات در منازل به طور کامل متوقف شد و از آن زمان این کار صرفاً در غسالخانه شهرداری انجام میشود.
کمتر کسی در جوانی به غسال شدن فکر میکند؛ چه چیزی شما را به این مسیر کشاند؟
آنچه بیش از همه در من انگیزه ایجاد کرد، احادیث و روایتهایی بود که درباره ثواب غسل دادن و کفن کردن اموات از پیامبر اکرم(ص) شنیده بودم. همین موضوع باعث شد از همان سالهای جوانی به این کار علاقهمند شوم.
وقتی تصمیم گرفتید وارد این حرفه شوید، خانواده و اطرافیانتان چه واکنشی نشان دادند؟
پدرم نه مخالفت خاصی داشت و نه موافقت ویژهای، اما مادرم با این کار موافق نبود. اعتقاد داشت این شغل برای یک جوان مناسب نیست؛ حرفی که به نظرم تا حدی هم درست بود. در مقابل، دوستانم مشوق من بودند و حتی در مواقعی که برای غسل و کفن اموات به کمک نیاز داشتیم، کنارم میآمدند.
این شغل در زندگی شخصی و ازدواج شما مشکلی ایجاد نکرد؟
در زمان ازدواج، شغل اصلی من غسالی نبود. آن زمان در حراست بازار ستاره قشم کار میکردم و بعدها در انجمن خیریه و سپس هیئت امنای قبرستانها مشغول شدم. خوشبختانه همسرم نسبت به شغلم دیدگاه مثبتی دارد و همیشه همراه و پشتیبان من بوده است.
یک روز کاری شما چگونه آغاز میشود؟
پس از اعلام فوت، خانوادهها یا بیمارستان و… با دفتر ما تماس میگیرند. آمبولانس برای انتقال متوفی به سردخانه اعزام میشود و پس از انجام مراحل قانونی و صدور مجوزهای لازم، فرآیند غسل، کفن و دفن انجام میگیرد.
در این سالها، کدام لحظات از همه برای شما سختتر بوده است؟
برخی پیکرها با وجود آنکه سالم هستند، حس سنگینی و ترس خاصی را منتقل میکنند. اما سختترین لحظات زمانی است که باید پیکر دوستان یا آشنایانم را غسل دهم. یکی از دشوارترین تجربههایم نیز مربوط به مقتولی بود که به شکل فجیعی قطعهقطعه شده بود. پس از انجام غسل و کفن او، حدود یک هفته از نظر روحی و جسمی درگیر آن صحنه بودم. در زمان غسلِ دوستانم نیز فشار روحی زیادی متحمل میشوم اما در این شغل نمی توان افراد را دستهبندی کرد یا گزینشی کار کرد بلکه باید تعهد داشت و تلاش کرد وظیفه را به انجام رساند.
شده نتوانید وظیفهتان را انجام دهید؟
تنها موردی که به یاد دارم، مربوط به پدرم بود. فشار روحی ناشی از رابطه پدر و فرزندی به حدی زیاد بود که نتوانستم غسل ایشان را انجام دهم و در نهایت این مسئولیت را همکارانم بر عهده گرفتند.
چه گروهی از متوفیان بیش از دیگران شما را تحت تأثیر قرار میدهند؟
ما هم در کارمان برخی مواقع احساساتی میشویم اما باید توجه داشت که این احساسی شدن به معنای احساسی عمل کردن نیست. احساسی شدن طبیعت هر انسانی است اما یک غسال با کنترل آن باید کار درست را با رعایت تمامی الزامات بویژه قواعد شرعی انجام دهد. غسل دادن نوزادان، کودکان، نوجوانان و جوانان از همه دشوارتر است. دیدن بیتابی خانوادهها و تصور اینکه این افراد هنوز فرصت زیادی برای زندگی داشتند، برای هر انسانی سنگین و تأثرانگیز است.
چگونه با فشارهای روحی این شغل کنار میآیید؟
کار ما هر روز یادآور مرگ و آخرت است، اما اگر بیش از اندازه درگیر این موضوع شویم، ممکن است به افسردگی منجر شود. به همین دلیل باید سعی کنیم زندگی عادی داشته باشیم. من به شخصه برای گریز از این افکار، روابط اجتماعیام را تقویت میکنم. ارتباط با دوستان و آشنایان کمک میکند تعادل روحی خود را حفظ کنم.
این حرفه چه تأثیری بر نگاه شما به زندگی داشته است؟
غسالی باعث شده مرگ را بیش از دیگران لمس کنم و از آن عبرت بگیرم. این تجربه دائمی، انسان را به سمت تقویت ایمان، دوری از حرص و توجه بیشتر به ارزشهای واقعی زندگی سوق میدهد. وقتی هر روز با پایان زندگی انسانها مواجه میشوید، وابستگی به دنیا و حسادتها رنگ میبازد.
در طول سالها فعالیت، با خرافات و باورهای نادرست هم مواجه شدهاید؟
بله، موارد متعددی وجود داشته است اما ترجیح میدهم برای جلوگیری از ترویج آنها به جزئیات اشاره نکنم. خوشبختانه با تلاش علما و آگاهیبخشیهای انجامشده، بسیاری از این باورهای فاقد پشتوانه دینی در جامعه کمرنگ شدهاند.
بیشترین خواسته خانوادههای متوفیان از شما چیست؟
باقری: بیشتر خانوادهها تمایل دارند عزیزانشان در نزدیکی قبور بستگان خود دفن شوند و ما نیز تا حد امکان تلاش میکنیم این خواسته را محقق کنیم.
یک غسال باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
رازداری مهمترین ویژگی این شغل است. غسال باید رازهای میت را برای همیشه نزد خود نگه دارد. ایمان، علاقه به کار، اخلاق اجتماعی مناسب و توان تحمل فشارهای جسمی و روحی نیز از دیگر ویژگیهای ضروری این حرفه است.
شرایط اقتصادی چه تأثیری بر حوزه کفن و دفن گذاشته است؟
هزینههای مرتبط با کفن و دفن نیز مانند سایر حوزهها افزایش یافته است. هزینههای کفن و دفن نظیر حفر قبر، کفن، اطلاع رسانی و… نیز تحت تاثیر شرایط اقتصادی افزایش یافته و انجام امورات یک کفن و دفن معمولی در شهر قشم حدود ۱۵ میلیون تومان برای خانواده متوفی هزینه در پی خواهد داشت. این در حالی است که بابت زمین هزینهای دریافت نمی شود زیرا زمین قبرستان موقوفه است و هزینه های جانبی دیگر نظیر مراسم ختم و… در آن لحاظ نشده است.
نگاه جامعه به شغل غسالی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در بسیاری از شهرها این شغل چندان محبوب نیست اما مردم قشم عموماً قدردان هستند. با این حال هنوز برخی افراد اهمیت این حرفه را درک نمیکنند و گاهی قضاوتهای نادرستی درباره درآمد یا ماهیت کار ما دارند یا به غلط تصور شود که غسالها از مرگ دیگران خوشحال می شوند در حالی که چنین نیست. به نظرم رسانهها، علما و روحانیون میتوانند در تبیین جایگاه این خدمت نقش مهمی ایفا کنند. توجه به این قشر باید در جامعه مد نظر باشد تا توسط عدهای از روی ناآگاهی مورد تمسخر قرار نگیرد. برخی شغل ما را بی ارزش می دانند تا زمانی که کارشان به ما میافتد، اما پس از اتمام کار گویی همه چیز را فراموش می کنند.
از وضعیت حقوق و مزایا رضایت دارید؟
خیر. درآمد فعالان این حوزه متناسب با سختی کار نیست. بسیاری از همکاران ما حتی به صورت داوطلبانه فعالیت میکنند و مشکلاتی مانند نبود امنیت شغلی، بیمه مناسب و حقوق کافی وجود دارد. همین موضوع یکی از دلایل کمبود نیروی انسانی در این بخش است و باید به عنوان یک زنگ خطر جدی تلقی شود. درآمدمان منصفانه نیست. آنچه باعث تداوم خدمات در این شغل میشود بیشتر علاقه و نگاه دینی است. باید ساز و کار حمایتی مناسبی فراهم شود. من از سال ۱۳۸۸ تا زمان تصدی ریاست شورای شهر توسط مرحوم حاج حبیب بازماندگان قشمی که بستر لازم برای عقد قرارداد به صورت نیروی حجمی با شهرداری قشم را فراهم آورد تقریبا به صورت رایگان کار کردم.
آیا این شغل را به فرزندان خود توصیه میکنید؟
صادقانه بگویم خیر. نه به خاطر ماهیت کار، بلکه به دلیل نگاه اجتماعی که هنوز نسبت به این حرفه وجود دارد. از این رو چنین شغلی بیشتر مناسب افراد مسنتر است و جوانان می توانند در عرصه های دیگری مشغول به فعالیت شوند. البته اگر کسی علاقه و انگیزه واقعی داشته باشد، شرایط متفاوت خواهد بود.
سخن شما با مردم چیست؟
به مردم توصیه میکنم همواره به یاد آخرت باشند. هیچکس مال و فرزند را با خود نمیبرد. خانه نهایی همه ما قبر است و بهتر است به جای حرص و دلبستگیهای بیپایان، برای آخرت خود توشه برداریم.
مهمترین مطالبه شما از مسئولان چیست؟
در خصوص مسئولین متاسفانه وعدههایی که به ما می دهند زیاد است اما در عمل کاری انجام نمی شود. در زمان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان که اخیرا توسط دشمن آمریکایی-صهیونی به کشورمان تحمیل شده است می توان گفت عوامل آرامستان همچون رزمندگان پای کار بوده اند و در بسیاری موارد در صحنه های بسیار مخاطره آمیز جنگ حضور داشتهاند و انتظار می رود این خدمات همچون خدمات دوران همه گیری کرونا به دست فراموشی سپره نشود. توجه به سختی شغل، تأمین حقوق و مزایای مناسب، امنیت شغلی، مرخصی قانونی و به رسمیت شناختن جایگاه این حرفه از مهمترین مطالبات ماست. همچنین توسعه سردخانه آرامستان و پیشبینی زمین مورد نیاز برای آینده قبرستان قشم از ضرورتهایی است که باید هرچه زودتر مورد توجه قرار گیرد.
خاطرهای دارید که برای مخاطبان قابل بیان باشد؟
در برخی موارد هنگام نبش قبر یا حفر قبور جدید با شرایط متفاوتی روبهرو شدهایم. در یک مورد، هنگامی که سنگ لحد را بند کردیم، خاک قبر سوخته بود و آثاری از استخوانها وجود نداشت؛ انگار خاک کاملا سوخته و استخوانها به کلی از بین رفته بود. در مورد دیگری نیز از قبر بوی خوشی استشمام میشد و با وجود اینکه آثاری از استخوانها وجود نداشت اما خاک قبر کاملا عادی و بدون سوختگی بود. در بسیاری از این موارد قبرکن بیمار میشود و گاها میت به خواب قبرکن آمده و معترض میشود.
آیا برای مرگ آماده هستید؟
باقری: به نظرم هیچ انسانی نمیتواند با اطمینان بگوید کاملاً برای مرگ آماده است. اما شغل من باعث شده هر روز بیش از دیگران به آن فکر کنم. وقتی هر روز با کسانی روبهرو میشوی که تا دیروز در کنار خانواده و دوستانشان زندگی میکردند و امروز در آخرین منزلگاه خود قرار گرفتهاند، بهتر درک میکنی که مرگ از انسان دور نیست. تلاش میکنم با انجام وظایف دینی، رعایت حقوق مردم و خدمت صادقانه، توشهای برای آخرت فراهم کنم؛ هرچند معتقدم انسان تا آخرین لحظه باید خود را نیازمند اصلاح و آمادگی بیشتر بداند.
انتهای پیام/.




















