به گزارش پایگاه خبری چل بیم، بامداد شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴(۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، آسمان تهران برای چندمین بار در طول یک سال لرزید، اما این بار فرق میکرد. صدها موشک و جنگنده نه در قامت تهدید، که در قالب یک عملیات مشترک و از پیش طراحیشده، وارد حریم هوایی ایران شدند تا شاید سنگینترین ضربه به ساختار نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی از زمان تأسیس آن را رقم بزنند. پرونده ویژه پیشرو، نه صرفاً روایت یک جنگ، که واکاوی لایههای پنهان درگیریای است که ظرف یک هفته، معادلات امنیتی خاورمیانه را دستخوش دگرگونی کرد؛ از ترور مقام معظم رهبری در نخستین ساعات حمله تا فاجعه انسانی در مدرسه شجره طیبه میناب که اکنون نام خود را در فهرست سیاه جنایات جنگی منطقه ثبت کرده است.
۷۲ ساعت آغازین جنگ
روز نخست – 9 اسفند 1404 (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)
در ساعت ۲:۱۵ بامداد، نخستین موج حملات هوایی گسترده به تهران، اصفهان، شیراز و کرمانشاه آغاز شد. انفجارهای مهیب پیاپی، ساکنان پایتخت و چندین شهر بزرگ کشورمان را از خواب بیدار کرد. این حملات که با مشارکت جنگندههای اف-۳۵ اسرائیلی و اف-۱۵ و اف-۱۶ آمریکایی انجام میگرفت، اهدافی را در عمق خاک ایران هدف قرار میداد.
نیم ساعت بعد در ساعت ۲:۴۷ بامداد، یکی از این حملات به محل اقامت رهبری در تهران اصابت کرد. این حمله که بعدها مشخص شد با استفاده از اطلاعات دقیق اطلاعاتی انجام شده، یکی از مهمترین هدف راهبردی عملیات مشترک را محقق ساخت.
ساعاتی بعد، در حالی که هنوز آسمان تهران و سایر شهرها ناامن بود، حوالی ساعت ۱۰:۴۵ صبح، فاجعهای انسانی در شهر میناب استان هرمزگان رخ داد. دبستان دخترانه شجره طیبه هدف اصابت موشک قرار گرفت و دهها دانشآموز جان خود را از دست دادند.
در ادامه روز، نخستین واکنش رسمی ایران در ساعت ۱۵:۳۰ بعدازظهر اعلام شد. مقامهای ایرانی ضمن تأیید ترور رهبر و حملات گسترده به تأسیسات نظامی، از تدارک پاسخی سخت خبر دادند. سرانجام در ساعت ۲۳:۰۰ شب، نخستین موج حملات موشکی ایران به سوی پایگاههای آمریکا در عراق و بحرین شلیک شد.
روز دوم – 10 اسفند (۲۹ فوریه)
با طلوع آفتاب در دومین روز جنگ، تحولات مهمی رخ داد. در تهران، شورای موقت رهبری بر اساس اصل ۱۱۱ قانون اساسی تشکیل جلسه داد تا اداره کشور را تا زمان تعیین رهبر جدید بر عهده گیرد. همزمان، اسرائیل با گشودن جبههای جدید، مواضع حزبالله در لبنان را هدف حملات هوایی خود قرار داد. در پشت صحنه نیز گزارشهای تأیید نشده از حملات سایبری گسترده به زیرساختهای نفتی دو طرف منتشر شد که نشان میداد جنگ تنها به میدان نبرد محدود نیست.
روز سوم – 11 اسفند (۱ مارس)
سومین روز جنگ با تحولی دیپلماتیک همراه بود. شورای امنیت سازمان ملل یک جلسه فوقالعاده تشکیل جلسه داد، اما اختلاف نظر میان اعضای دائم مانع از صدور بیانیهای الزامآور شد. چین و روسیه بهعنوان دو قدرت تأثیرگذار، خواستار آتشبس فوری شدند. در همین حال، نخستین تصاویر ماهوارهای از مدرسه ویرانشده میناب منتشر شد و توجه رسانههای جهان را به ابعاد انسانی جنگ جلب کرد.
عملیات هوایی که از ماهها قبل کلید خورده بود
صبح 9 اسفند (۲۸ فوریه)، دهها فروند جنگنده اف-۳۵ و اف-۱۵ اسرائیلی به همراه جنگندههای آمریکایی مستقر در پایگاههای منطقه، آسمان ایران را درنوردیدند. به گفته منابع آگاه در پنتاگون، این عملیات با نام رمز «نتانیاهو» از ۱۸ ماه قبل در مرکز فرماندهی سنتکام طراحی شده بود. هدف طراحان این عملیات، وارد آوردن ضربهای همزمان و فلجکننده به سه بخش اصلی ساختار دفاعی ایران بود: مراکز فرماندهی و کنترل سپاه پاسداران، سامانههای پدافندی اس-۳۰۰ و باور-۳۷۳ که مهمترین لایه دفاع هوایی کشور را تشکیل میدادند، تأسیسات زیرزمینی موشکی در غرب و مرکز ایران، و به ادعای منابع غربی، مراکز مرتبط با برنامه هستهای.
در همان ساعات نخست، پدافند هوایی ایران وارد عمل شد، اما گستردگی حملات و استفاده از جنگندههای رادارگریز، توان مقابله همزمان را از سامانهها گرفت. شاهدان عینی در تهران از انفجارهای پیاپی و دود غلیظی خبر میدادند که آسمان شهر را پوشانده بود. در اصفهان، انفجارهای مهیبی در اطراف تأسیسات هستهای و نظامی شنیده شد و در شیراز و کرمانشاه نیز حملات مشابهی رخ داد.
ترور رهبر ایران؛ هدف راهبردی یا خطای محاسباتی؟
یکی از بحثبرانگیزترین رخدادهای جنگ، شهادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله علی خامنهای در جریان حملات هوایی به تهران بود. منابع اطلاعاتی غربی مدعیاند این عملیات با استفاده از منابع انسانی در داخل ساختار امنیتی ایران انجام شده است. به گفته این منابع، محل دقیق اقامت رهبر ایران ساعاتی پیش از حمله از طریق یک عامل نفوذی به نیروهای آمریکایی و اسرائیلی مخابره شده بود.
یک روز پس از حمله، صداوسیمای جمهوری اسلامی با پخش بیانیهای رسمی، خبر ترور را تأیید کرد. در این بیانیه همچنین از تشکیل شورای موقت رهبری بر اساس اصل ۱۱۱ قانون اساسی خبر داده شد. این شورا که مرکب از رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان است، موظف شد امور کشور را تا زمان تشکیل مجلس خبرگان و انتخاب رهبر جدید اداره کند.
تحلیلگران مسائل ایران بر این باورند که اگرچه ترور رهبر ایران میتوانست به فروپاشی ساختار قدرت منجر شود، اما تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی برای چنین سناریوهایی از پیش سازوکارهایی تعریف کرده است. شورای موقت رهبری بلافاصله تشکیل جلسه داد و فرآیند انتخاب رهبر جدید در مجلس خبرگان آغاز شد. با این حال، بسیاری معتقدند خلأ رهبری در شرایط جنگی، تأثیر عمیقی بر روحیه نیروهای نظامی و تصمیمگیریهای کلان کشور خواهد داشت.
بازخوانی جنایت جنگی در مدرسه میناب
روایت ساعتها
حوالی ساعت ۱۰:۴۵ صبح 9 اسفند، دانشآموزان دبستان دخترانه «شجره طیبه» در شهر میناب استان هرمزگان، مشغول زنگ تفریح بودند که صدای مهیبی همه چیز را خاموش کرد. شاهدان عینی میگویند تنها چند ثانیه پس از شنیده شدن صدای موشک، انفجار رخ داد. ساختمان 2 طبقه مدرسه که حدود ۳۰۰ دانشآموز در آن تحصیل میکردند، مانند خانهای از کارت فرو ریخت.
آمار تلخ یک فاجعه
بر اساس آمار رسمی اعلام شده از سوی سازمان مدیریت بحران ایران، در این حمله ۱۴۸ دانشآموز دختر ۷ تا ۱۲ ساله جان خود را از دست دادند. همچنین ۱۲ نفر از کادر آموزشی شامل معلمان و کارکنان مدرسه کشته شدند و ۵۷ نفر دیگر مجروح شدند که حال برخی از آنان وخیم گزارش شده است. ساختمان مدرسه نیز بهطور کامل تخریب شد و تیمهای امدادی تا سه روز پس از حادثه مشغول آواربرداری و یافتن پیکر قربانیان بودند.
مسئولیت؛ روایتهای متضاد
مسئولیت این حمله همچنان محل مناقشه است. وزارت خارجه ایران در بیانیهای این حمله را «جنایت جنگی و مصداق بارز تروریسم دولتی» خواند و آمریکا و اسرائیل را مسئول آن معرفی کرد. در مقابل، پنتاگون اعلام کرد «تحقیقات درباره این حادثه در جریان است و در صورت تأیید هدفگیری عمدی یک مدرسه، با عاملان آن برخورد خواهد شد.» برخی منابع غربی نیز مدعی شدند این مدرسه در مجاورت یک تأسیسات نظامی قرار داشته و احتمالاً بر اثر خطای هدفیابی منهدم شده است.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل خواستار انجام تحقیقات مستقل و بینالمللی درباره این حمله شد و تأکید کرد «حمله عمدی به اماکن غیرنظامی میتواند جنایت جنگی محسوب شود.» سازمانهای حقوق بشری بینالمللی نیز با انتشار بیانیههایی، این واقعه را محکوم و خواستار شفافسازی کامل در این زمینه شدند.
ابعاد حقوقی
به گفته کارشناسان حقوق بینالملل، حتی اگر مدرسه در مجاورت یک هدف نظامی بوده باشد، حملهای که تلفات غیرنظامی سنگین به همراه داشته باشد، مشمول اصل تناسب در حقوق مخاصمات میشود. بر اساس این اصل، یک حمله نظامی زمانی قانونی است که خسارت احتمالی به غیرنظامیان در مقایسه با دستاورد نظامی مورد انتظار، بیش از حد نباشد. در مورد مدرسه میناب، با توجه به تلفات بسیار سنگین، اثبات ضرورت نظامی چنین حملهای بسیار دشوار خواهد بود.
پاسخ ایران؛ موشکهایی که آتش منطقه را گستردهتر کرد
تنها چند ساعت پس از حملات اولیه، ایران عملیات تلافیجویانهای با نام «انتقام سخت» در قالب وعده صادق چهار آغاز کرد. آنچه در ادامه آمد، بزرگترین عملیات موشکی ایران از زمان جنگ تحمیلی بود. در نخستین موج، پایگاه عینالاسد در عراق که محل استقرار نیروهای آمریکایی بود، هدف دهها موشک بالستیک قرار گرفت. تصاویر ماهوارهای بعدی نشان میداد که چندین آشیانه و تأسیسات این پایگاه بهطور کامل تخریب شده است.
همزمان، مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در منامه بحرین با موشکهای کروز هدف قرار گرفت. منابع بحرینی از کشته شدن چندین نظامی آمریکایی و بحرینی در این حمله خبر دادند. در تحولی بیسابقه، برای نخستین بار موشکهای ایرانی به تلآویو و حیفا در اسرائیل اصابت کردند. گنبد آهنین در آسمان اسرائیل فعال شد، اما برخی موشکها توانستند از این سامانه عبور کنند و به اهداف خود برسند.
در خلیج فارس نیز تنش به اوج خود رسید. برخی گزارشها از اصابت موشک به تأسیسات نفتی در امارات متحده عربی حکایت داشت که منجر به آتشسوزی گسترده و توقف موقت صادرات نفت از آن تأسیسات شد. این حملات باعث شد بسیاری از کشورهای منطقه به سرعت در وضعیت آمادهباش قرار بگیرند و نگرانی درباره تبدیل شدن درگیری به یک جنگ منطقهای افزایش یابد.
گسترش جنگ؛ وقتی آتش از مرزها گذشت
در روزهای بعد، جنگ به یک درگیری منطقهای تمامعیار تبدیل شد. در جبهه لبنان، اسرائیل حملات گستردهای به مواضع حزبالله در جنوب لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت انجام داد. جنگندههای اسرائیلی دهها نقطه از جمله انبارهای مهمات و مراکز فرماندهی را بمباران کردند. در مقابل، حزبالله با شلیک هزاران راکت به شمال اسرائیل پاسخ داد و شهرهایی مانند حیفا و صفد را هدف قرار داد.
در جبهه سوریه نیز درگیریها شدت گرفت. نیروهای مستقر در پایگاههای آمریکا در شرق فرات با حملات نیروهای متحد ایران مواجه شدند. گزارشهایی از درگیریهای زمینی محدود در اطراف دیرالزور منتشر شد که نشان میداد جنگ به مرحله جدیدی وارد شده است.
اما شاید حساسترین صحنه نبرد، خلیج فارس و تنگه هرمز است. تنش به این آبراه حیاتی کشیده شد و چندین نفتکش هدف حملات قرار گرفتند. یک نفتکش در نزدیکی تنگه هرمز مورد اصابت موشک قرار گرفت و آتش گرفت. این رویداد منجر به افزایش ۴۰ درصدی قیمت نفت در بازارهای جهانی شد و نگرانیهای جدی درباره امنیت انرژی جهان ایجاد کرد.
واکنشهای جهانی؛ از شوک تا محکومیت
جامعه بینالمللی به این بحران عمیق واکنشهای متفاوتی نشان داد. چین به عنوان یکی از قدرتهای تأثیرگذار، خواستار خویشتنداری و بازگشت فوری به میز مذاکره شد. وزارت خارجه چین در بیانیهای تأکید کرد که راهحل نظامی نیست و باید از راههای دیپلماتیک به بحران پایان داد.
روسیه موضع تندتری اتخاذ کرد و حمله به ایران را محکوم و خواستار توقف فوری درگیریها شد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در تماسی تلفنی با همتای ایرانی خود، آمادگی مسکو را برای هرگونه کمک به کاهش تنش اعلام کرد.
اتحادیه اروپا با احتیاط بیشتری عمل کرد و نگرانی عمیق خود را ابراز داشت. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از دو طرف خواست از گسترش جنگ جلوگیری کنند و بر ضرورت حفاظت از غیرنظامیان تأکید کرد.
در منطقه، واکنشها متفاوت بود. عربستان سعودی که در سالهای اخیر روابط خود با ایران را بهبود بخشیده بود، با احتیاط خواستار توقف درگیریها شد. منابع آگاه از نخستین تماس دیپلماتیک میان ریاض و تهران پس از حمله خبر دادند که در آن مقامهای سعودی نگرانی خود را از گسترش جنگ به کشورهای حاشیه خلیج فارس ابراز داشتند. ترکیه نیز وارد میدان دیپلماسی شد و رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور این کشور، آمادگی خود را برای میانجیگری بین طرفین اعلام کرد.
در سطح سازمانهای بینالمللی، شورای امنیت سازمان ملل در یک نشست اضطراری تشکیل جلسه داد، اما به دلیل وتوی احتمالی برخی اعضا، نتوانست به قطعنامه الزامآوری دست یابد. صلیب سرخ جهانی اعلام آمادگی کرد برای کمکرسانی به آسیبدیدگان جنگ وارد عمل شود و سازمان همکاری اسلامی نیز نشست فوقالعاده وزرای خارجه کشورهای عضو را برای بررسی بحران تشکیل داد.
واکاوی سناریوهای پیش رو؛ سه مسیر ممکن برای آینده جنگ
تحلیلگران مسائل راهبردی سه سناریوی محتمل را برای آینده این بحران ترسیم میکنند:
سناریوی نخست: آتشبس تحت فشار بینالمللی
با توجه به فشار فزاینده چین و روسیه و همچنین نگرانیهای اقتصادی غرب از افزایش بیسابقه قیمت نفت و اختلال در زنجیره تأمین انرژی، احتمال آتشبس موقت با میانجیگری قطر یا عمان وجود دارد. در این سناریو، طرفین با وساطت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، به یک توقف موقت درگیریها تن میدهند که میتواند به مذاکرات بعدی منجر شود.
سناریوی دوم: جنگ فرسایشی منطقهای
در این سناریو، درگیریها در چند جبهه (لبنان، سوریه، عراق و خلیج فارس) بدون پایان مشخص ادامه مییابد. این الگو شبیه به جنگ یمن، اما در مقیاسی بزرگتر و با بازیگران بیشتر است. در این حالت، منطقه با بیثباتی مزمن، هزینههای اقتصادی سنگین و بحران انسانی گسترده مواجه خواهد شد.
سناریوی سوم: تشدید و ورود به جنگ تمامعیار
اگر اسرائیل یا آمریکا دست به حمله زمینی به ایران بزنند، یا اگر گزینه هستهای مطرح شود، جنگ به مرحله جدید و بسیار خطرناکتری وارد خواهد شد. در این سناریو، کل منطقه درگیر آتش جنگ میشود و احتمال مداخله دیگر قدرتها از جمله روسیه و چین افزایش مییابد. این سناریو فاجعهبارترین گزینه است که میتواند منجر به فروپاشی کامل نظم امنیتی منطقه شود.
جمعبندی؛ خاورمیانه پس از 9 اسفند
جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل در مدت کوتاهی به یکی از پیچیدهترین بحرانهای ژئوپلیتیکی دهههای اخیر تبدیل شد. آنچه این جنگ را از درگیریهای پیشین متمایز میکند، ترکیبی از عناصر بیسابقه است: ترور رهبر یک کشور در نخستین ساعات حمله، حمله مستقیم به یک مدرسه با تلفات سنگین غیرنظامی، درگیری همزمان در چند جبهه منطقهای، و بحران جانشینی در یکی از مهمترین قدرتهای منطقه.
فاجعه مدرسه میناب با دهه ها کشته که بیشتر آنها دختربچههای دبستانی بودند، نهتنها یک تراژدی انسانی، بلکه یک مسئله حقوقی و اخلاقی بزرگ است که تا سالها بر ذهن و وجدان جمعی منطقه سنگینی خواهد کرد. این رویداد، ابعاد غیرانسانی جنگ را بهوضوح نشان داد و پرسشهای جدی درباره رعایت قوانین بینالمللی بشردوستانه مطرح کرد.
اکنون خاورمیانه در نقطهای ایستاده که هر اشتباه محاسباتی میتواند آتش جنگی را شعلهور کند که شعلههای آن تا سالها دامن منطقه را رها نخواهد کرد. پرسش اصلی اما همچنان بیپاسخ مانده است: آیا بازیگران منطقهای و فرامنطقهای آمادگی پذیرش هزینههای یک جنگ تمامعیار را دارند؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت امنیت خاورمیانه را در سالهای آینده تعیین خواهد کرد.
پیوست: اصطلاحات و مفاهیم کلیدی
گنبد آهنین: سامانه دفاع هوایی اسرائیل که برای مقابله با موشکهای کوتاهبرد و راکتها طراحی شده است. این سامانه با شناسایی موشکهای ورودی، آنها را در هوا منهدم میکند.
سنتکام: ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا که مسئولیت عملیات نظامی این کشور در خاورمیانه، آسیای مرکزی و جنوب آسیا را بر عهده دارد.
اصل تناسب: یکی از اصول بنیادین حقوق بشردوستانه بینالمللی که بر اساس آن، حملات نظامی باید متناسب با دستاورد نظامی مورد انتظار باشند و خسارت جانبی به غیرنظامیان نباید بیش از حد باشد.
شورای موقت رهبری: نهاد موقتی که بر اساس اصل ۱۱۱ قانون اساسی ایران، در فاصله میان مرگ رهبر و انتخاب رهبر جدید، مسئولیت اداره کشور را بر عهده میگیرد.
این پرونده ویژه بر اساس آخرین اطلاعات موجود تا ساعات آغازین 17 اسفند 1404 تهیه شده است و همچنان جنگ ادامه دارد.
انتهای پیام/.



















