به گزارش پایگاه خبری چل بیم به نقل از هفته نامه مغستان، دریا برای قشم فقط یک منظره گردشگری نیست؛ بخشی از زندگی، اقتصاد و هویت جزیره است. مردم و گردشگران در نقاط مختلف نوار ساحلی حضور دارند و در فصل گرما بخشی از آنان برای شنا و آبتنی راهی دریا میشوند. با این حال، میان گستردگی استفاده از ساحل و آنچه برای ایمنسازی آن انجام شده، فاصلهای جدی وجود دارد؛ فاصلهای که حادثه اخیر رمچاه بار دیگر آشکار کرد.
در ساحل رمچاه، چهار جوان گرفتار آب شدند؛ سه نفر نجات یافتند و جستوجو برای یافتن جوان مفقود شده بیش از ۱۷ ساعت ادامه پیدا کرد تا سرانجام پیکر او از آب بیرون کشیده شد. باد، امواج و جریان آب نیز عملیات جستوجو را دشوار کرده بود.
اهمیت این حادثه فقط به مرگ یک جوان محدود نمیشود. رمچاه نشان داد غرقشدگی در قشم را نمیتوان صرفاً به بیاحتیاطی افراد یا یک حادثه موردی نسبت داد. وقتی ساحلی محل حضور مردم است، ایمنی آن نیز باید مانند دسترسی، روشنایی، نظافت و سایر خدمات عمومی، بخشی از مدیریت ساحل باشد.
تکرار حوادث مشابه در جزیره و دیگر نقاط هرمزگان این ضرورت را جدیتر میکند. تنها در ۱۹ روز نخست تیرماه، اورژانس پیشبیمارستانی هرمزگان به ۱۳ حادثه غرقشدگی در نقاط مختلف استان اعزام شد که پنج فوتی و هشت مصدوم بر جای گذاشت. این آمار همه منابع آبی را شامل میشود، اما در کنار حوادث تکرارشونده سواحل، ضرورت تقویت پیشگیری، پایش و امداد را نشان میدهد.
تابلو، هشدار است؛ نه مدیریت
یکی از نخستین واکنشها پس از حوادث غرقشدگی، نصب یا پررنگتر کردن تابلوهای شنا ممنوع است. چنین هشداری در سواحل پرخطر ضروری است و بیتوجهی به آن نیز میتواند عواقب جبرانناپذیری داشته باشد. در حادثه رمچاه نیز گزارشهای منتشر شده از وجود تابلوی شنا ممنوع در محل حادثه حکایت دارد.
اما میان هشدار و ایمنی تفاوت وجود دارد. تابلو میتواند بگوید ورود به آب ممنوع است؛ اما نمیتواند ساحل را پایش کند، وضعیت دریا را بسنجد، مانع ورود فرد به محدوده خطر شود یا عملیات نجات را آغاز کند. نکتهای که مسئولین باید مد نظر داشته باشند این است که تابلو، ابزار هشدار است؛ نه یک نظام ایمنی کارآمد.
مسئله اصلی افزایش تعداد تابلوهای شنا ممنوع نیست؛ تعیین تکلیف هر ساحل است. هر نقطه باید بر اساس میزان خطر، میزان مراجعه و امکان دسترسی امدادی، وضعیت مشخصی داشته باشد: ممنوع، نیازمند کنترل و پایش یا قابل ساماندهی برای استفاده عمومی. برای هر وضعیت نیز باید سطح مشخصی از نظارت، اطلاعرسانی و آمادگی امدادی تعریف شود. در غیر این صورت، ممکن است تعداد تابلوها افزایش پیدا کند، اما فاصله میان هشدار و اقدام همچنان باقی بماند.
ایمنی مناسبتی
قشم تجربه استقرار ناجیان غریق و قایقهای نجات در سواحل پرتردد را دارد. برای نوروز ۱۴۰۴ نیز از استقرار گروههای نجات غریق و هفت فروند قایق نجات در سواحل پررفتوآمد جزیره خبر داده شد و در نوروز سال پیش از آن نیز مواردی از نجات افراد در معرض غرقشدگی گزارش شد.
این تجربه نشان میدهد ایجاد پوشش امدادی در سواحل قشم امکانپذیر است؛ مسئله، تداوم و هدفمندی آن است. خطر دریا با پایان تعطیلات نوروز از بین نمیرود. مردم محلی در تمام فصلها کنار ساحل حضور دارند و گردشگران نیز محدود به چند روز تعطیلات نیستند. ایمنی ساحل نمیتواند تابع تقویم سفر باشد.
قشم به استقرار ناجی در تمام نوار ساحلی نیاز ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، شناسایی نقاط پرمراجعه و پرخطر و ایجاد پوشش مستمر و متناسب با سطح خطر در آنهاست. ناجی غریق فقط نیروی واکنش پس از حادثه نیست؛ حضور او میتواند پیش از وقوع حادثه از ورود افراد به محدودههای خطرناک جلوگیری کند و زمان رسیدن به عملیات نجات را کاهش دهد.
هشدار باید به اقدام برسد
مسئولیت پیشگیری تنها متوجه دستگاههای مسئول نیست. ورود به آب در شرایط نامساعد جوی، شنا در نقاط ناشناخته، بیتوجهی به علائم هشدار و ورود به دریا در تاریکی، احتمال حادثه را افزایش میدهد. گردشگری که برای نخستینبار وارد قشم شده ممکن است شناختی از جریانهای محلی، وضعیت بستر یا نقاط خطرناک نداشته باشد و حتی شناگر ماهر نیز در برابر تغییرات موج، جریان آب و شرایط جوی مصون نیست.
با این حال، اطلاعرسانی مؤثر نباید به پیامهای عمومی و شبکههای اجتماعی محدود شود. هشدار باید به خود ساحل برسد؛ به اقامتگاهها، مراکز گردشگری، مسیرهای منتهی به ساحل و نقطهای که فرد تصمیم میگیرد وارد آب شود.
در روزهای نامساعد نیز نقاط حادثهخیز و پرتردد باید در اولویت گشت و کنترل قرار گیرند تا منابع محدود امدادی همزمان با افزایش خطر به نقاط حساس هدایت شوند. تفاوت میان نصب هشدار و مدیریت خطر همینجاست؛ اولی اطلاع میدهد، دومی بر اساس آن عمل میکند.
زمان، بخشی از شانس نجات است
حادثه رمچاه واقعیت دیگری را نیز نشان داد: جستوجوی فرد مفقود در دریا با امدادرسانی در خشکی تفاوت دارد. در این حادثه، نیروهای آتشنشانی و امدادی، غواصان، قایقها، جتاسکی و صیادان محلی در عملیات جستوجو مشارکت کردند. این همکاری ظرفیت ارزشمند نیروهای بومی را نشان میدهد، اما طولانی شدن عملیات نیز ضرورت تجهیزات، سازماندهی و دسترسی سریع به ظرفیت تخصصی را آشکار میکند.
صیاد محلی میتواند در لحظهای بحرانی نقش نجاتبخش داشته باشد، اما شبکه امداد دریایی نباید بر امکاناتی استوار باشد که پس از وقوع حادثه و به شکل اتفاقی در دسترس قرار میگیرند. نزدیکترین تیم امدادی، تجهیزات قابل استفاده، مسیر دسترسی، محدوده مسئولیت دستگاهها و شیوه هماهنگی نیروها باید پیش از حادثه مشخص باشد. در دریا، زمان فقط یک شاخص عملیاتی نیست؛ بخشی از شانس نجات است.
ساحل باید نشانی داشته باشد
یکی از حلقههای ساده اما مهم این زنجیره، مشخص بودن موقعیت سواحل است. بسیاری از نقاط ساحلی قشم برای بومیان شناخته شدهاند، اما ممکن است گردشگر یا حتی تیم امدادی برای اعلام دقیق محل حادثه با مشکل مواجه شود.
برای سواحل پرتردد و نقاط حادثهخیز میتوان شناسه مکانی مشخص تعریف و اطلاعات آن را روی تابلوهای ساحلی درج کرد؛ از مختصات جغرافیایی و مسیر دسترسی گرفته تا شمارههای اضطراری و مشخصات محدوده. در نقاطی که پوشش تلفن همراه اختلال دارد، باید راههای ارتباط اضطراری نیز در برنامه ایمنی ساحل دیده شود.
هدف، پیچیده کردن مدیریت نیست؛ کاهش فاصله میان وقوع حادثه، اعلام موقعیت و آغاز عملیات امداد است. در این صورت حتی تابلو میتواند از یک هشدار صرف فراتر برود و به بخشی از زیرساخت ایمنی تبدیل شود.
ایمنی، زیرساخت گردشگری است
قشم به نقشه جامع خطر سواحل نیاز دارد؛ نقشهای که در آن سابقه حوادث، وضعیت جریانهای دریایی، عمق و شیب بستر، جزر و مد، شدت موج، میزان مراجعه، دسترسی امدادی و وضعیت ارتباطی هر نقطه مشخص باشد. اینجاست که ایمنی ساحل از یک اقدام مناسبتی به یک سیاست مدیریتی تبدیل میشود.
قشم برای توسعه گردشگری ساحلی فقط به مسیر دسترسی، پارکینگ و خدمات رفاهی نیاز ندارد؛ ایمنی هم بخشی از زیرساخت گردشگری است. مسئولیت البته دو سویه است. مردم و گردشگران باید هشدارهای هواشناسی و علائم ممنوعیت شنا را جدی بگیرند، در شرایط نامساعد وارد آب نشوند و توانایی شنا را با ایمنی دریا یکی ندانند.
در سوی دیگر، مدیریت جزیره و دستگاههای مسئول باید از مرحله هشدار عبور کنند؛ نقاط پرخطر را شناسایی و پایش کنند، سواحل پرتردد را ارزیابی کنند، محدودههای قابل ساماندهی را مشخص کنند و برای روزهای افزایش خطر، برنامهای روشن برای پایش و امداد داشته باشند.
قشم نمیتواند دریا را کنترل کند؛ اما میتواند مواجهه با خطر دریا را مدیریت کند. برای جزیرهای که بخش مهمی از آینده گردشگری خود را در پیوند با دریا تعریف کرده است، ایمنی ساحل یک خدمت جانبی یا اقدام مناسبتی نیست؛ بخشی از مسئولیت توسعه قشم است. در چنین مدیریتی، تابلو باید آغاز هشدار باشد، نه پایان مسئولیت.
انتهای پیام/.



















