چل بیم | حمله ارتش تروریست آمریکا به مواضع نظامی ایران در جزیره لارک و پاسخ موشکی ایران به پایگاههای آمریکایی در اردن، بار دیگر تنگه هرمز را به کانون اصلی رویارویی تهران و واشنگتن تبدیل کرد؛ رویاروییای که پیامدهای آن تنها به میدان نظامی محدود نمیشود و میتواند امنیت کشتیرانی، بازار نفت و اقتصاد منطقه را تحت تاثیر قرار دهد.
حملهای که از لارک آغاز شد
در شامگاه یکشنبه هشت شهریورماه، نیروهای آمریکایی ۲ پرتابگر موشکی متعلق به سپاه پاسداران را در جزیره لارک هدف قرار دادند.
مقام آمریکایی مدعی شده است که نیروهای سپاه در حال آمادهسازی پرتابگرها برای شلیک موشکهای حامل مینهای دریایی به سمت تنگه هرمز بودهاند و عملیات آمریکا با هدف جلوگیری از مینگذاری در مسیرهای کشتیرانی انجام شده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا نیز این اقدام را عملیاتی محدود و دقیق برای مقابله با تهدیدی فوری علیه کشتیرانی و عبور و مرور تجاری در تنگه هرمز توصیف کرده است.
در مقابل، سپاه پاسداران حمله آمریکا را اقدامی تجاوزکارانه دانست و اعلام کرد در جریان این حمله شماری از نیروهای نظامی و شهروندان ایرانی کشته و زخمی شدهاند.
این حمله از آن جهت اهمیت ویژه دارد که لارک صرفاً یک جزیره در جنوب ایران نیست؛ بلکه در یکی از حساسترین نقاط جغرافیایی خلیج فارس و در مجاورت مسیرهای دریایی منتهی به تنگه هرمز قرار گرفته است.
منابع موثق چل بیم اظهار داشتند این حمله حوالی ساعت ۲۱:۳۰ یکشنبه شب رخ داده که پس از بررسیهای اولیه، مشخص گردید این انفجار ناشی از اقدام جنایتکارانه نیروهای تروریستی آمریکا در شلیک پرتابه ای به سمت مواضع نیروهای جمهوری اسلامی ایران بوده است. در این حمله ناجوانمردانه، ۲ تن از شیرمردان غیور نیروی نظامی که در خط مقدم پاسداری از کیان کشور و حراست از آبهای نیلگون خلیج فارس حضور داشتند، به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
پاسخ ایران؛ از لارک تا اردن
فاصله زیادی میان حمله آمریکا و واکنش ایران وجود نداشت. سپاه پاسداران اعلام کرد در پاسخ به حمله لارک، عملیات موشکی علیه ۲ پایگاه آمریکایی در اردن انجام داده است. پایگاههای ملک حسین و الازرق از سوی سپاه به عنوان اهداف این عملیات معرفی شدند.
اردن نیز اعلام کرد سامانههای پدافندی این کشور هشت موشک را که وارد حریم هوایی آن شده بودند رهگیری کردهاند.
به این ترتیب، پاسخ ایران برخلاف حمله آمریکا که در محدوده تنگه هرمز انجام شد، به عمق شبکه منطقهای حضور نظامی آمریکا کشیده شد؛ موضوعی که نشان میدهد تهران در صورت ادامه حملات آمریکا، دامنه پاسخ را صرفاً به محل وقوع حمله محدود نمیداند.
شکار MQ-۹ در آسمان هرمز
در ادامه این درگیری، سپاه پاسداران از سرنگونی یک فروند پهپاد دوربرد MQ-۹ آمریکایی بر فراز تنگه هرمز خبر داد.
بر اساس اطلاعیه سپاه، این پهپاد با آتش موشکی پدافند هوایی هدف قرار گرفته و در آبهای خلیج فارس سقوط کرده است.
MQ-۹ Reaper یکی از مهمترین پهپادهای رزمی و شناسایی ارتش آمریکا محسوب میشود و توانایی انجام مأموریتهای طولانیمدت شناسایی، مراقبت و حمل تسلیحات را دارد.
با این حال، در شرایط فعلی باید میان «اعلام رسمی ایران» و «تایید مستقل» تفاوت قائل شد؛ در زمان تنظیم این گزارش، جزئیات مستقلی از سوی ارتش آمریکا درباره سرنوشت این پهپاد منتشر نشده است.
سرنگونی این پهپاد نشان میدهد آسمان و آبهای پیرامون تنگه هرمز همچنان محیطی پرریسک برای عملیات شناسایی و نظامی آمریکا محسوب میشود.
برخورد یک سوپر نفتکش با مین دریایی
حدود ساعت ۸ صبح ۹ شهریور نیز نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیهای اعلام کرد یک فروند سوپر نفتکش متخلف در اثر اصابت با دو مین دریایی دچار آتش سوزی های مهیب شده و بطور کامل متوقف گردید. همچنین در این اطلاعیه تاکید شد نیروی دریایی سپاه مجددا اخطار می کند سرنوشت کشتی هایی که از مقررات امنیتی تنگه هرمز تخطی کنند جز این نخواهد بود. ️رعایت مقررات ابلاغی نیروی دریایی سپاه برای عبور و مرور الزامی است، شرکتهای کشتیرانی فریب تحریکات ارتش کودک کش آمریکا را نخورند و اموال و جان خدمه کشتی های خود را بی جهت در معرض نابودی قرار ندهند.
چرا لارک مهم است؟
لارک در نزدیکی یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان قرار دارد. تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست؛ این آبراه، مسیر اتصال تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز خلیج فارس به بازارهای جهانی است.
پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان از این مسیر عبور میکرد. به همین دلیل هرگونه تهدید علیه امنیت تردد کشتیها، حتی پیش از آنکه جریان نفت بهطور کامل متوقف شود، میتواند قیمت انرژی را افزایش دهد.
در روزهای اخیر نیز کاهش محسوس تردد شناورها در این منطقه نشان داده است که شرکتهای کشتیرانی و صاحبان نفتکشها در حال محاسبه دوباره ریسک حضور در تنگه هستند.
در واقع، بازار نفت تنها به «بسته شدن یا باز ماندن» هرمز واکنش نشان نمیدهد؛ بلکه به احتمال اختلال در این مسیر نیز واکنش نشان میدهد.
نفت؛ اولین قربانی اقتصادی
بازار جهانی نفت بلافاصله به تحولات لارک واکنش نشان داد. قیمت نفت برنت در معاملات دوشنبه تا حدود ۹۰.۶ دلار در هر بشکه افزایش یافت و بیش از ۲.۸ درصد رشد کرد. نفت خام آمریکا نیز به حدود ۸۵.۵ دلار رسید. این افزایش در شرایطی رخ داد که بازار نفت در هفتههای گذشته تا حدودی نسبت به امکان عبور نفت از تنگه هرمز آرامتر شده بود.
حمله به لارک و پاسخ ایران بار دیگر این سؤال را مطرح کرد که آیا تنشها میتواند مسیرهای صادرات انرژی را با اختلال جدی مواجه کند یا خیر. در چنین شرایطی، حتی اگر هیچ تاسیسات نفتی مستقیماً هدف قرار نگیرد، افزایش ریسک بیمه، کاهش عبور نفتکشها و احتیاط شرکتهای کشتیرانی میتواند هزینه واقعی انرژی را بالا ببرد.
خطر بزرگتر؛ جنگ در اطراف تنگه
آنچه حادثه لارک را از یک حمله محدود نظامی متمایز میکند، موقعیت جغرافیایی آن است. در سالهای گذشته بسیاری از درگیریهای ایران و آمریکا در منطقه، در فاصلهای نسبتاً دور از مسیر اصلی تجارت جهانی رخ داده بود؛ اما اکنون یکی از نقاط حساس درگیری مستقیماً در اطراف تنگه هرمز قرار گرفته است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، سه سناریو محتملتر خواهد شد:
سناریوی نخست؛ کنترل تنش
طرفین پس از تبادل ضربات محدود، از گسترش عملیات خودداری میکنند. در این حالت، بازار نفت ممکن است بخشی از افزایش اخیر خود را پس بگیرد و تردد دریایی بهتدریج افزایش یابد.
سناریوی دوم؛ جنگ فرسایشی در هرمز
حملات محدود علیه شناورها، پهپادها، سامانههای ساحلی و زیرساختهای نظامی ادامه پیدا میکند. در این حالت، حتی بدون بسته شدن رسمی تنگه، هزینه حملونقل و بیمه افزایش یافته و قیمت نفت میتواند برای مدت طولانی بالا بماند.
سناریوی سوم؛ گسترش جنگ
اگر حملات به تاسیسات نفتی، بنادر، پایانههای صادراتی یا شناورهای تجاری گسترش یابد، مسئله از یک درگیری نظامی منطقهای به یک بحران جدی انرژی تبدیل خواهد شد.
این سناریو برای اقتصاد جهانی بسیار پرهزینهتر است.
برای قشم و هرمزگان چه معنایی دارد؟
برای هرمزگان، اهمیت این حادثه دوچندان است. جزایر قشم، لارک و هرمز در قلب جغرافیای این بحران قرار دارند. هر افزایش تنش در تنگه هرمز میتواند بر تردد دریایی، فعالیت بنادر، صیادی، گردشگری دریایی، حملونقل مسافری و احساس امنیت عمومی در استان اثر بگذارد.
از همین منظر، حادثه لارک را نباید صرفاً یک خبر نظامی تلقی کرد. هرمزگان نزدیکترین استان ایران به نقطهای است که اکنون یکی از مهمترین رقابتهای امنیتی جهان در آن جریان دارد.
برای قشم نیز موضوع حساستر است؛ زیرا این جزیره در کنار مسیرهای اصلی کشتیرانی و در مجاورت لارک قرار دارد و هرگونه تشدید درگیری میتواند آثار مستقیمتری بر زندگی روزمره، اقتصاد دریایی و گردشگری منطقه داشته باشد.
یک شب؛ چند پیام
حمله آمریکا به لارک و پاسخ ایران دستکم چهار پیام روشن دارد:
اول: آمریکا نشان داده است که حتی پس از یک دوره کاهش عملیات مستقیم، برای جلوگیری از آنچه تهدید علیه کشتیرانی در هرمز عنوان میکند، آماده استفاده از قدرت نظامی است.
دوم: ایران نشان داده است که پاسخ به حمله را الزاماً در همان نقطه جغرافیایی انجام نمیدهد و پایگاههای آمریکا در منطقه میتوانند بخشی از میدان پاسخ باشند.
سوم: تنگه هرمز همچنان مهمترین نقطه فشار ایران و در عین حال یکی از بزرگترین نگرانیهای آمریکا و بازار انرژی جهان است.
چهارم: هر درگیری تازه در این منطقه، حتی اگر از نظر نظامی محدود باشد، میتواند بلافاصله به بازار نفت، کشتیرانی و اقتصاد جهانی منتقل شود.
لارک؛ کوچک روی نقشه، بزرگ در معادلات جهان
حمله شب گذشته شاید از نظر تعداد اهداف، عملیاتی محدود به نظر برسد؛ اما محل وقوع آن اهمیت ماجرا را چند برابر میکند. لارک در نقطهای قرار گرفته که مرز میان امنیت نظامی، امنیت دریایی و امنیت انرژی جهان به یکدیگر میرسند.
اکنون پرسش اصلی این نیست که حمله آمریکا و پاسخ ایران پایان یافته است یا نه؛ پرسش اصلی این است که آیا ۲ طرف تصمیم دارند این تبادل ضربات را در همین سطح نگه دارند یا اینکه لارک آغاز مرحله تازهای از رویارویی در تنگه هرمز خواهد بود.
بازار نفت، شرکتهای کشتیرانی و کشورهای منطقه فعلاً منتظر پاسخ همین سؤال هستند و در میان همه آنها، هرمزگان بیش از هر جای دیگری این تحولات را از نزدیک احساس خواهد کرد.
انتهای پیام/.



















