به گزارش پایگاه خبری چل بیم، عادل تورنگ فعال رسانه در یادداشتی با عنوان «درگهان؛ قلب تجارت جنوب، در محاصره بیبرنامگی» آورده است:
درگهان سالهاست که نه فقط یک شهر تجاری، بلکه نماد اقتصاد مردمی جنوب ایران محسوب میشود. شهری که با حدود ۱۴ هزار مغازه، بیش از ۲۰ مرکز تجاری و حضور هزاران فعال اقتصادی، عملاً به دروازه تجارت جنوب کشور تبدیل شده است. شهری که روزگاری نام آن با رونق بازار، گردش مالی بالا و اشتغال گسترده گره خورده بود، امروز اما درگیر انبوهی از چالشهای زیرساختی، مدیریتی و اجتماعی شده که اگر برای آن تصمیمات فوری و کارشناسانه اتخاذ نشود، آینده اقتصادی این قطب تجاری را با تهدید جدی مواجه خواهد کرد.
درگهان دیگر صرفاً یک بازار نیست؛ یک زیستبوم اقتصادی، اجتماعی و شهری است که نیازمند مدیریت یکپارچه و نگاه توسعهمحور است. اما واقعیت تلخ، آن است که این شهر تجاری طی سالهای گذشته بیشتر از آنکه بر اساس برنامهریزی اصولی اداره شود، گرفتار تصمیمات مقطعی، ناهماهنگی نهادی و ضعف در مدیریت بحران بوده است.
یکی از مهمترین مشکلات درگهان، نبود زیرساختهای متناسب با حجم تجارت و جمعیت شناور این شهر است. شهری که روزانه میزبان هزاران خریدار، مسافر و فعال اقتصادی است، هنوز با مشکلات ابتدایی همچون آبگرفتگی معابر، دفع نامناسب آبهای سطحی، ترافیک سنگین، کمبود پارکینگ، معابر فرسوده و نبود مسیرهای استاندارد خدمات شهری دستوپنجه نرم میکند. هر بار بارندگی در درگهان، به بحرانی برای بازار و کسبه تبدیل میشود؛ مغازههایی که سرمایه یک عمر صاحبانشان است در چند ساعت زیر آب میرود و خسارتهایی برجا می ماند که معمولاً هیچ سازوکار جبرانی مشخصی برای آن وجود ندارد.
موضوع سیلاب و آبگرفتگی معابر در درگهان دیگر یک حادثه غیرمنتظره نیست، بلکه نتیجه مستقیم سالها ضعف در اجرای پروژههای زیرساختی و نبود مدیریت آیندهنگر شهری است. بازاریان درگهان سالهاست هزینه بیتوجهی مدیریتی را پرداخت میکنند؛ هزینهای که گاه به تعطیلی کسبوکارها، کاهش گردش مالی و حتی مهاجرت سرمایه منجر شده است.
از سوی دیگر، آتشسوزیهای گسترده در مراکز تجاری، زخم عمیق دیگری بر پیکره اقتصاد درگهان وارد کرده است. هنوز خاطره تلخ آتشسوزی مجتمع تجاری نور از ذهن مردم پاک نشده؛ مجتمعی که حدود یک سال پیش در آتش سوخت و عملاً بهطور کامل از چرخه فعالیت اقتصادی خارج شد. حادثهای که نهتنها خسارت مالی سنگینی برجای گذاشت، بلکه صدها خانواده را تحت تأثیر قرار داد و بسیاری از کسبه را با بحران معیشتی روبهرو کرد.
در کنار آن، وضعیت مجتمع تجاری صدف نمونه آشکار دیگری از فرسایش اقتصادی ناشی از تعلل مدیریتی است. این مجتمع دو طبقه تجاری از سال ۱۳۹۴ تاکنون با وجود گذشت بیش از یک دهه، همچنان بهصورت ناقص و نیمهفعال باقی مانده و یک طبقه آن عملاً از مدار بهرهبرداری خارج شده است. در این سالها هزینههای ساختوساز چندین برابر شده و همین مسئله بازسازی را دشوارتر و زمانبرتر کرده است. این تعلل طولانی نهتنها به ضرر سرمایهگذاران و بازاریان بوده، بلکه به اعتماد عمومی نسبت به آینده اقتصادی درگهان نیز آسیب زده است.
اما شاید یکی از آشکارترین معضلات امروز درگهان، گسترش دکهها و دستفروشان غیرمجاز در معابر تجاری شهر باشد؛ پدیدهای که چهره تجاری درگهان را دچار آشفتگی کرده و نظم شهری را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. معابر اصلی که باید ویترین تجارت جنوب ایران باشند، امروز در بسیاری نقاط به مسیرهایی بینظم و غیراستاندارد تبدیل شدهاند. حضور بیضابطه دکهها نهتنها باعث سد معبر و اختلال در رفتوآمد شده، بلکه فشار اقتصادی مضاعفی بر بازاریانی وارد کرده که با پرداخت اجاره، مالیات و هزینههای سنگین، فعالیت رسمی دارند.
واقعیت این است که مسئله دستفروشی را نمیتوان صرفاً با برخوردهای مقطعی حل کرد. این موضوع نیازمند نگاه اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی توأمان است. بخشی از این افراد به دلیل مشکلات معیشتی به سمت فعالیت غیررسمی سوق پیدا کردهاند، اما ادامه این وضعیت بدون برنامهریزی، به بینظمی گسترده شهری و تضعیف اقتصاد رسمی منجر خواهد شد. درگهان نیازمند ساماندهی اصولی، ایجاد بازارچههای مشخص، تعیین چارچوبهای قانونی و اجرای قاطع مقررات شهری است.
آنچه بیش از همه در بحرانهای درگهان به چشم میآید، نبود انسجام میان مسئولان محلی است. شورای اسلامی شهر، شهرداری درگهان و مدیریت امور درگهان سازمان منطقه آزاد قشم هرکدام بخشی از مسئولیت را برعهده دارند، اما نبود مدیریت واحد و هماهنگی اجرایی باعث شده بسیاری از مشکلات سالها روی زمین بماند. در حالیکه حل مسائل درگهان نیازمند تصمیمگیری مشترک و حضور مستمر همه دستگاههای مسئول دور یک میز است.
امروز درگهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک نگاه متفاوت مدیریتی است؛ نگاهی که توسعه شهری را همپای توسعه اقتصادی ببیند. نگاه جزیرهای و بخشی دیگر پاسخگوی پیچیدگیهای این شهر تجاری نیست. باید سند جامع مدیریت شهری و تجاری درگهان تدوین شود؛ سندی که در آن موضوعات زیرساختی، ایمنی بازارها، مدیریت بحران، ساماندهی دستفروشان، بهسازی معابر، حملونقل شهری و حمایت از بازاریان بهصورت یکپارچه دیده شود.
بازاریان درگهان ستون اصلی اقتصاد این شهر هستند. آنان سالها در سختترین شرایط، چراغ تجارت جنوب را روشن نگه داشتهاند. اکنون نوبت مسئولان است که با تصمیمات جدی، هماهنگ و آیندهنگر، پاسخ اعتماد و صبوری این قشر زحمتکش را بدهند. درگهان دیگر تاب آزمون و خطا ندارد؛ این شهر نیازمند اقدام فوری، مدیریت علمی و اراده جدی برای نجات و بازآفرینی اقتصادی و شهری است.
انتهای پیام/.



















