به گزارش پایگاه خبری چل بیم، «مجتبی نوزرنژاد» مدیرمسئول این رسانه در یادداشتی با عنوان « پیامهای مناسبتی مسئولین؛ ضرورت، فرصت یا نمایش رسانهای؟» آورده است:
روزها، هفتهها و ماههای مختلف، شاهد انتشار گسترده پیامهای تبریک و تسلیت از سوی مسئولین سطوح مختلف در شهرستان قشم هستیم؛ رویهای که در سالهای اخیر، افت و خیز آن سابقه دارد و به دیگر شهرستانها نیز قابل تسری است.
از بالاترین مقام تا سطوح صف مدیریتی، همه و همه در مناسبتها و رویدادهای ملی، مذهبی و محلی پیام صادر میکنند. از انتصابات خرد و آغاز فصل صید میگو تا مناسبتهای تثبیت شده رسمی همچون بازگشایی مدارس و هفته فراجا. انتشار این حجم از پیامها در سکوهای رسانهای نامتناسب، با وجود مزایای آشکار، دارای چالشها و محدودیتهای مهم بلند مدت است که اثرگذاری پیامها را تحت تاثیر قرار میدهد.
مزایای کلیدی صدور پیامهای رسمی
پیامهای رسمی مسئولین اگر به درستی و با زمانبندی مناسب منتشر شوند، مزیتهای کلیدی دارند. صدور پیام نشان دهنده «نمایش همدلی و توجه به جامعه» است که به کارگیری دقیق آن، حساسیت مسئولین نسبت به مسائل و مناسبتهای محلی را به جامعه مخابره میکند.
«اطلاعرسانی رسمی» دیگر مزیتی است که نیاز به اطلاعرسانی رسمی برخی رویدادها را برآورده می سازد و پیامها نوعی یادآوری یا اطلاعرسانی رسمی محسوب می شوند. «ایجاد انسجام اجتماعی»، انتشار هماهنگ پیامها میان مسئولین میتواند حس هماهنگی و یکپارچگی نهادهای مختلف را منتقل کند و از سوی دیگر به «تقویت وجهه مسئولین» میکند و نشان می دهد آنان پیگیر مسائل مردم هستند و به ابعاد مختلف حوزه فعالیت خود توجه دارند.
چالشهای افراط در صدور پیامهای رسمی
یکی از مهمترین مشکلات پیشرو، افراط و پرحجم بودن پیامهاست. وقتی همه مسئولین برای هر مناسبت پیام میدهند، حس تکراری بودن را در مخاطب ایجاد میکند و به مرور، اهمیت و اثرگذاری واقعی پیامها کاهش مییابد.
در بسیاری از موارد، رسانهها و فضای خبری پر میشود و پیامهای مهمتر کمتر دیده میشوند. این موضوع میتواند باعث سردرگمی مخاطب شود. مردم نمیتوانند تفاوت پیامها یا اهمیت واقعی آنها را تشخیص دهند و گاهی حس میکنند پیامها به جای همدلی واقعی، بیشتر جنبه نمایشی دارند و تلاشی است برای اینکه از قافله صادر کنندگان پیام جا نمانند.
موضوع دیگر این است که عدم هماهنگی میان مسئولین، تکرار پیامها و حتی تضاد یا ناسازگاری میان آنها را به دنبال دارد. این مسئله نه تنها ارزش خبری پیامها را کاهش میدهد، بلکه میتواند تصویری از ناهماهنگی نهادها در ذهن مخاطب ایجاد کند. همچنین، انتشار همزمان پیامهای متعدد درباره یک مناسبت و عدم تناسب آن با اهمیت واقعی رویداد، بار رسانهای ایجاد میکند و باعث میشود پیامهای حیاتی و فوری کمتر مورد توجه قرار گیرند.
محتوای رسانهای به نوعی خوراک مخاطب است و باید نسبت به آن با حساسیت برخورد شود. وقتی در تولید خوراک از نقش و مشاوره متخصصان چشمپوشی شود، باید اختلال عملکردی و بروز بیماریها را به انتظار نشست. برای درمان نیز مصرف درست و دقیق دارو اهمیتی حیاتی دارد، زیرا استفاده بیرویه یا نادرست آن میتواند موجب وخامت بیشتر و یا ایجاد مقاومت دارویی شود.
هنگامی که بهرهگیری از نقش روابط عمومیهای کارآمد و متخصصان حوزه رسانه برای تولید محتوای دقیق رسانهای چشم پوشی میشود، آگاه یا ناآگاه، سیستم به سمتی حرکت میکند که با ارائه هر نوع محتوای رسانهای نظیر صدور پیامهای مناسبتی بیمحابا، بخشی از خلاء رسانهای خود را درمان کند. گرایش به خوددرمانی بهجای مراجعه و بهرهگیری از متخصصان، خود چالش آفرین است و باید با ریلگذاری صحیح در حوزه رسانه، به مسیر درست بازگشت.
«اثر پیام» یک اصل است
در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، مسئولین تنها برای مناسبتها یا رویدادهای مهم ملی و بحرانها پیام صادر میکنند. پیامهای روزمره یا کماهمیت کمتر دیده میشوند و حتی مسئولین محلی پیامهای خود را با هماهنگی رسانهها منتشر میکنند تا از شلوغی رسانهای جلوگیری شود و اثرگذاری پیامها حفظ شود.
در کشورهای آسیایی و خاورمیانه، انتشار گسترده پیامها مرسومتر است، اما حتی در این مناطق نیز پیامها معمولا هماهنگ و متمرکز هستند و مسئولان تلاش میکنند پیامها با هدف مشخص و در زمان مناسب ارسال شوند. مقایسه این رویهها نشان میدهد که افراط در انتشار پیامهای نامتناسب با اهمیت رسانهای رویداد، ارزش پیامهای رسمی را کاهش میدهد و میتواند حس نمایش رسانهای را در مخاطب تقویت کند.
بهترین زمان و حوزه صدور پیام
برای اثرگذاری واقعی، پیامها باید پیش از مناسبت یا درست در زمان وقوع رویداد منتشر شوند. پیامهایی که خیلی زود یا خیلی دیر منتشر شوند تاثیر چندانی ندارند. همچنین هر مسئول باید در حوزه اختیارات خود و متناسب با «اهمیت واقعی رویداد در اصول و ارزشهای رسانهای» پیام دهد.
برای مثال، فرماندار مناسب است درباره رویدادها یا بحرانهای مهم منطقهای پیام صادر کند، شهردار درباره مسائل شهری و محلی، دهیار درباره مسائل روستایی و اعضای شورای شهر درباره پروژهها و مناسبتهای شهری مرتبط با حوزه کاری خود پیام دهند.
در کنار به کار گرفتن «قلم» برای صدور پیام، نباید از «قدم» و تاثیر رسانهای آن غافل شد. در رویدادهایی ضرورت دارد به جای صدور پیام، اقدامی مرتبط با آن رویداد انجام و اطلاع رسانی شود. گاهی به جای صدور پیام باید یک تماس تلفنی ساده برقرار کرد. گاه باید دیدار، تقدیر و یا صرفا حضور در مراسمی ثبت شود و گاه باید ترکیبی از تولیدات رسانهای مختلف را به کار گرفت. اینگونه یک مسئول، هم نسبت به رویداد بیتفاوت نبوده و هم محتوای رسانهای کارآ تولید و مخابره شده که تاثیر دقیقتری بر مخاطب عام و جامعه هدف خواهد داشت.
از دیدگاه نگارنده، آنچه نوع قلم و قدم در مواجهه رسانهای با رویدادها را مشخص میکند، ارزش آن رویداد بر مبنای اصول و ارزشهای رسانهای متناسب با جایگاه و شخصیت حقوقی مسئول است. ایجاد هماهنگی میان مسئولین یا یک مرکز روابط عمومی مشترک نظیر «شورای اطلاعرسانی» میتواند از تکرار و تناقض پیامها جلوگیری کند، سیاستگذاریهای لازم را انجام و ارزش پیامها را افزایش دهد.
انتخاب رسانه مناسب نیز مهم است. پیام باید متناسب با مخاطب تنظیم و در سکوی رسانه ای متناسب منتشر شود. پیامهای رسمی بهتر است در سایتها و رسانههای رسمی منتشر شوند، در حالی که پیامهای محلی یا کوتاهتر میتوانند از طریق شبکههای اجتماعی در دسترس قرار گیرند. البته انتشار در رسانههای رسمی به معنای غفلت از شبکه های اجتماعی نیست، بلکه توجه دادن به مرجعیت و جایگاه سکوی رسانهای است که یک مسئول متناسب با جایگاه خود از آن بهره میگیرد؛ و قابلیت بازنشر مطمئن و قابل استناد در شبکههای اجتماعی را نیز فراهم میآورد.
پیامها همچنین باید هدفمند باشند تا مخاطب متوجه اهمیت و ضرورت آنها شود و بازتاب فرهنگ و سبک مدیریت مسئولین نیز در میزان و نحوه صدور پیامها مشخص میشود.
کلید حفظ اثر و ارزش پیام
انتشار پیام رویدادها، تبریک و تسلیت اگر به شکل هدفمند، به موقع و با هماهنگی انجام شود میتواند ابزار موثری برای ایجاد همدلی و اطلاعرسانی باشد. اما افراط در این رویه، علاوه بر کاهش اثرگذاری، ممکن است به پیامها جنبه نمایشی بدهد، حس واقعی همدلی مسئولین با جامعه را کمرنگ کند و حتی باعث خستگی مخاطب و کاهش اعتماد عمومی شود.
مقایسه با رویه مناطق پیشرفته دیگر نشان میدهد که رعایت زمان، هدف و هماهنگی پیامها، کلید حفظ ارزش و اثرگذاری آنهاست. به همان میزان که در عرصههای پزشکی، مدیریت، مهندسی و سایر حوزهها به افراد متخصص نیاز است و همه بهآنها اعتماد میکنیم، باید این باور نیز در جامعه مدیریتی نهادینه شود که حوزه رسانه و روابط عمومی نیز یک حوزه کاملا تخصصی است که برای دستیابی به بهترین عملکرد در این بخش باید از اندیشه و توان اصحاب رسانه و روابط عمومیهای توانمند بهره برد.
انتهای پیام/.

















