به گزارش پایگاه خبری چل بیم، «مجتبی نوزرنژاد» فعال رسانهای در یادداشتی با عنوان «تحقیر مرزنشینان با تدبیرهای سوخته» به چالش عرضه سوخت در مناطق مرزی همچون هرمزگان میپردازد:
وضعیت تامین بنزین در مناطق مرزی همچون استان هرمزگان بهویژه در شهرهای گردشگرپذیر آن از جمله جزیره قشم به نقطهای نگرانکننده رسیده است. رانندگان برای دریافت تنها ۲۰ لیتر بنزین با کارت سوخت شخصی، به ناچار باید حدود یک ساعت در صف بمانند و پس از ظهر نیز به دلیل اعلام اتمام سهمیه آزاد جایگاهها، عملا امکان سوختگیری برای خودروهای فاقد کارت شخصی از بین میرود. این شرایط، افزون بر اتلاف وقت کارمندان، معلمان و شاغلان، نارضایتی قابل توجهی در میان مردم و گردشگران ایجاد کرده است.
بروز این وضعیت در حالی هرمزگان، «قلب تپنده زنجیره تامین سوخت کشور» را رنج میدهد که بسیاری از دیگر شهرهای کشور با چنین حجمی از بیمهری مواجه نیستند. در سفر اخیر از هرمزگان تا مشهد و بلعکس، تنها جایی که رنج سوخت بر ما رفت، همین جا در دیار شرجی بود؛ تجربهای تلخ که سبب شده بود روانمان را واژه سنگین «تحقیر در خانه» آزار دهد.
هرمزگان با در اختیار داشتن مراکز پالایشی بزرگ کشور بیشترین سهم را در تولید بنزین و سایر فرآوردههای نفتی دارد. بهطوریکه تنها، پالایشگاه ستاره خلیج فارس آن حدود ۲۵ درصد و در زمان اوج مصرف تا ۳۵ درصد بنزین کشور را تامین میکند. این حجم عظیم تولید و نقش راهبردی هرمزگان در ذخیرهسازی، انتقال و صادرات سوخت، این استان را به ستون اصلی امنیت انرژی ایران تبدیل کرده است.
با این حال، مرزنشینان همین استان، که بار تولید و امنیت اقتصادی و انرژی کشور را بر دوش میکشند، برای دسترسی به ابتداییترین نیاز روزانه خود دچار محدودیتهای تبعیض آمیز هستند. محدودیتهای که نهتنها کارآمدی ندارد، بلکه حس تحقیر شدن را در میان مردم تقویت میکند. مردمی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، سنگرسازان بیسنگر مرزها و حافظان امنیت ملی هستند. هرمزگاننشینان با تدابیری مواجهاند که آرامش روانی آنان را خدشهدار کرده، به مرور خشم اجتماعی پنهان و تراکمیافتهای را شکل میدهد؛ خشمی که دیر یا زود اگر برای آن چاره اندیشی نشود، بعید نیست در قالب نارضایتیهای آشکار خود را نشان دهد.
افزون بر این، مصرف سوخت خودروهای سواری در ایران بالا بوده و میانگین آن حدود ۱۰ لیتر در شهر و هفت لیتر در مسیرهای بینشهری است. بنابراین هر خودرو ماهانه حدود ۸۷ لیتر بنزین نیاز دارد. این رقم از میانگین جهانی که معمولا ۶ تا هفت لیتر در شهر و پنج تا ۶ لیتر در بینشهرهاست بیشتر است و همین موضوع فشار مضاعفی بر شبکه توزیع سوخت وارد میکند. اما این فشار، نمیتواند توجیهی برای تحمیل محدودیتهای سختگیرانه و آسیبزا بر دوش مرزنشینان باشد.
هرمزگان، بهویژه جزیره قشم، علاوه بر جمعیت بومی، میزبان جمعیت شناور گسترده و گردشگران فراوانی است که گاه جمعیت این شهرها را به دو برابر افزایش میدهد. به این مهم باید وجود خودروهای پلاک منطقه آزاد و شرایط خاص آنان را نیز افزود. این استان نه یک منطقه مرزی معمولی، بلکه ویترین گردشگری و نقطه اتصال ایران با آبهای آزاد است. تنگ کردن حلقه سوخت در چنین منطقهای، پیامدهایی فراتر از گلایه عمومی دارد و مستقیما به زیان اقتصاد محلی، گردشگری و اعتماد عمومی تمام میشود.
قاچاق سوخت دلیل پذیرفته نشدهای است که برای اعمال محدودیتهای سوختی در مناطق مرزی از سوی تصمیمگیران مطرح میشود. مسئلهای که راح حل معقول و منطقی آن از مسیرهای هوشمند، کمهزینه و کمتنش امکانپذیر است. رصد پلاک و تعیین سقف مصرف روزانه خودروها، مدیریت شناور سهمیه جایگاهها براساس تقاضای واقعی، توسعه سامانههای تشخیص تخلف و تقویت نظارت مرزی با ابزارهای فناورانه همگی بخشی از روشهای پذیرفته شدهای است که میتواند هم قاچاق را کاهش دهد و هم شهروندان را از فشار بیهوده و احساس ناخوشایند «بیعدالتی» و «بیاحترامی» رها کند.
در مجموع، سیاستهای کنونی در هرمزگان نه ریشه قاچاق را میخشکاند و نه ریشههای رضایت مردمی را تقویت میکند؛ بلکه با دامن زدن به احساس تبعیض، تحقیر و خشم پنهان، شکافی اجتماعی ایجاد میکند که هزینههای آن بسیار سنگینتر از هر لیتر سوخت قاچاق خواهد بود. از این رو انتظار است با رهاسازی تدبیرهای سوخته و پذیرش راهکارهای منطقی، چارهای امیدآفرین و همخوان با کرامت انسانی مرزنشینان همیشه در صحنه را به کار بست.
انتهای پیام/.

















